taba
مدیر سایت


عضو شده در: 9 شهریور 1384
پست: 487

امتياز: -1072
|
تاریخ: یکشنبه 23 بهمن 1384 - 20:57 عنوان: حضرت شعيب عليه السلام |
|
|
ـ ….بر مردم مدين برادرشان شعيب را فرستاديم.
گفت: اي قوم، خداي يكتا را بپرستيد كه شما را جز او خدايي نيست و در پيمانه و ترازو نقصان مكنيد. من (اكنون) شما را در خوشي و آسايش مي بينم و بر شما از عذاب روزي فراگير بيمناكم. واي قوم من، پيمانه و ترازو را از روي عدل، كامل ادا كنيد و به مردم چيزهايشان را كم مدهيد و در زمين فساد مكنيد.
اگر ايمان داريد، باقي گذاشته خدا (از حلال) برايتان بهتر است، و من نگهبان شما نيستم.
ـ گفتند: اي شعيب: آيا نمازت به تو فرمان مي دهد كه ما آنچه را پدرانمان مي پرستيدند، ترك كنيم يا در اموال خود آن چنان كه خود مي خواهيم، تصرف كنيم؟به راستي تو (مردي) بردبار و خردمندي راه يافته اي.
ـ گفت: اي قوم من، چه مي گوييد اگر با من از جانب پروردگارم حجتي باشد و او مرا از نزد خود رزقي نيكو عطا كرده باشد؟
غرض من از آنچه شما را باز مي دارم، مخالفت با شما نيست؛ قصدي جز اصلاح (جامعه) تا آنجا كه بتوانم، ندارم و توفيقم جز به (فضل) خداوند نيست، به او توكل كرده ام و به درگاهش روي مي آورم.
واي قوم من، مخالفت با من شما را به كاري وا ندارد تا به شما آن رسد كه به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد و قوم لوط از شما دور نيستند. و از پروردگارتان آمرزش بخواهيد و به درگاهش توبه كنيد كه پروردگارم مهربان و دوستدار (تائبان) است.
ـ گفتند: اي شعيب، بسياري از آنچه را كه مي گويي، نمي فهيم و همانا تو را در ميان خود، ناتوان مي بينيم و اگر (ملاحظه) قبيله است نبود، سنگسارت مي كرديم و تو نزد ما گرامي نيستي.
ـ گفت: اي قوم من، آيا قبيله ام نزد شما از خدا گرامي تر است و او را پشت سر ا فكنده ايد؟
همانا پروردگارم به هر چه مي كنيد احاطه دارد. و اي قوم، شما همچنان كه هستيد، عمل كنيد، من نيز (به آنچه موظفم) عمل خواهم كرد؛ به زودي خواهيد دانست كه آن عذاب خوار كننده بر چه كسي فرود مي آيد و چه كسي دروغگوست و منتظر بمانيد، من نيز با شما در ا نتظار مي مانم……
ـ مهمترين قومش كه سركشي پيشه كرده بودند، گفتند:
اي شعيب، بي شك تو كساني را كه با تو ايمان آورده اند، از شهرمان بيرون مي كنيم، مگر آنكه به آيين ما بازگرديد.
ـ گفت: و هر چند از آن كراهت داشته باشيم؟
اگر به كيش شما بازگرديم، پس از آنكه خداوند ما را از آن نجات بخشيد، قطعاً بر خدا دروغ بسته باشيم و سزاوارمان نيست كه به آن بازگرديم، مگر آنكه خداي يكتا ـ پروردگار ما ـ بخواهد، علم پروردگارمان بر همه چيز احاطه دارد، به خدا توكل كرديم. پروردگارا، ميان ما و قوم ما به حق راهي بگشا كه تو بهترين راهگشاياني……
ـ و چون فرمان (عذاب) ما آمد، شعيب و كساني را كه با او ايمان آوردند، به رحمت خويش نجات داديم و آنان را كه ستم كردند، صحيه اي فرو گرفت؛ (و) زلزله آنها را فرو گرفت و در خانه هاي خويش بي جان به رو بر زمين افتادند؛ چنان كه گويي هرگز در آنجا نبودند، هان كه نابودي و تباهي باد اهل مدين را چنان كه ثمود نابود شدند. كساني كه شعيب را دروغگو شمردند، گويي هرگز در آنجا نبودند آنها كه شعيب را دروغگو شمردند، همانا زيانكار بودند.
ـ پس، از آنها روي گردانيد و گفت: اي قوم من، همانا پيامهاي پروردگارم را به شما رسانيدم و اندرزتان دادم، پس چگونه بر گروهي گروهي كافر اندوهگين شوم؟
ـ ما هيچ پيامبري را به هيچ شهري نفرستاديم، مگر آنكه مردمش را به سختي و گزند گرفتار كرديم تا شايد تضرع و زاري كنند……
ـ اين از اخبار آن آباديهاست كه براي تو حكايت مي كنيم. برخي شان هنوز بر پايند و برخي ويران و ما بر آنها ستم نكرديم، بلكه آنها بر خويشتن ستم كردند؛ پس آنگاه كه فرمان پروردگارت آمد، آن خدايانشان كه به جاي خداي يكتا مي پرستيدند، هيچ سودي برايشان نداشتند و آنان را جز هلاكت و تباهي نيفزودند و اين چنين است مواخذه پروردگار تو وقتي كه بخواهد شهري ستمكار را به مواخذه بكشد؛ همانا مواخذه او دردناك و سخت است. بي شك در اين (سرگذشتها) نشانه عبرتي است براي كسي كه از عذ اب آخرت بترسد.
ـ …..مردم امكيه (نيز) پيامبران را تكذيب كردند، (تا آنكه) شعيب به آنان گفت: آيا پروا نمي كنيد؟
من برايتان پيامبري امينم؛ پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد. و بر اين (پيامبري) از شما مزدي
نمي خواهم، مزد من جز بر پروردگار جهانيان نيست. پيمانه را تمام بدهيد و از كم دهندگان باشيد و با ترازوي درست وزن كنيد. و كالاي مردم را مكاهيد و در زمين به فساد مكوشيد و از آن كه شما و آفريدگان پيش از شما را آفريد، بترسيد.
ـ گفتند: جز اين نيست كه تو را جادو كرده اند تو نيز بشري مانند ما هستي و قطعاً تو را از دروغگويان مي پنداريم.
اگر از راستگوياني، پس پاره اي از آسمان را بر سر ما بينداز.
ـ گفت: پروردگار من بدانچه مي كنيد، داناتر است.
ـ پس تكذيبش كردند؛ آنگاه عذاب روز سايه (ابر سياهي كه از آن آتش مي باريد) آنان را فرو گرفت؛ حقا كه آن، عذاب روزي بزرگ بود؛ همانا در اين نشانه و عبرتي است و بيشترشان مومن نبودند و هر آينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است……
ـ تلخيص و تنظيم از: داستان پيامبران در تورات، قلمود، انجيل و قرآن و ../ محمد لاريجاني/ انتشارات اطلاعات/ 1380/ ص 390 _________________ هميشه در پناه قرآن محفوظ باشيد
http://nasimevahy.com |
|